28 مرداد برابر با سالروز درگذشت واسیلی بارتولد، خاورشناس روسی است. این خاورشناس شهیر نقش بهسزایی در معرفی تاریخ، فرهنگ و ادبیات غنی ایران به جهانیان ایفا کرد و تلاش وی در تالیف آثاری در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران ستودنی و قابل قدردانی است.
مشرق زمین، تاریخ و فرهنگ بسیار غنی و پرباری دارد که شناختش، پیمودن مسیر دشوار تحقیق و پژوهشهایی ژرف را میطلبد. آنچه امروزه در این حوزه انجام گرفته است، تا حد زیادی مرهون تلاش شرقشناسانی بزرگی از سرتاسر این جهان پهناور است. افرادی چون واسیلی بارتولد، خاورشناس مشهور روسیه، که درگذشتش در چنین روزی رخ داد. «ایبنا» در این گزارش مروری کوتاه بر اقدامات و آثار این مستشرق سرشناس دارد.
واسیلی بارتولد، خاورشناس آلمانی تبار روسی در ۱۵ نوامبر ۱۸۶۹ در سن پتربورگ متولد شد. خانواده او جزو آلمانیهای روس شده بودند. بارتولد از ۱۸۸۷ تا ۱۸۹۱ میلادی در دانشکده زبانهای شرقی دانشگاه پتربورگ درس خواند. در این دوره تحت تعلیم ویکتور روزن، عربپژوه روس قرار داشت که رشته اصلیاش تاریخ خاورمیانه بود. پس از آن بارتولد برای ادامه تحصیل به اروپای غربی سفر کرد.
«رفتار عراقیها با اسیران ایرانی» و «اسارت، شقاوت، مهرورزی» عنوان دو کتاب تازه در حوزه اسارتند که شاداب عسگری نوشته است.
کتاب «تندیس استقامت» نوشته شاداب عسگری، است که به زیباترین و نابترین لحظههای اسارت میپردازد.
«آزادترین آزادگان یا وزیر اسیر شهید»، «مرگ بر صدام، ضد اسلام»، «کمسنترین اسیر جنگ تحمیلی»، «اولین آزاده شهید و راز ماندگاری پیکر انسانهای خداباور» برخی از موضوعهای آمده در این کتابند.
در بخشی از مطلبی با عنوان «مصادیق استقامت» میخوانیم: «در اردوگاه رمادیه، نیروهای بعثی محدودیت زیادی برای نماز خواندن قایل میشدند. در آن اردوگاه، نماز خواندن ممنوع بود، اما بچهها به طور پنهانی شبها و صبحها، زیر پتو بدون وضو و با تیمم به طور درازکشیده نماز میخواندند. شبی از شبها در اردوگاه، یکی از بچههای بسیجی نشسته بود و نماز شب میخواند که سربازان عراقی متوجه شدند. صبح روز بعد آن قدر او را زدند که نیمی از بدنش از کار افتاد...»
ششجلد جدید «نبرد هیولاها» از شماره 19 تا 24 اثر آدام بلید با ترجمه محمد قصاع روانه بازار کتاب شد.
«نیکسا، زن مرگآور»، «اکوینوس، اسب شبحگونه»، «راشوک، غول غار»، «لونا، گرگ ماهنما»، «بلیز، اژدهای یخ» و «استیلث، پلنگ شبحگونه» از شماره 19 تا 24 ششگانه چهارم مجموعه «نبرد هیولاها» است که برای گروه سنی «ج» و «د» (10 تا 14 سال) منتشر شده است.
مجموعه «نبرد هیولاها» را مجموعهای از نویسندگان اروپایی برای کودکان و نوجوانان مینویسند که با نام مستعار آدام بلید منتشر میشود. داستانهای مجموعه «نبرد هیولاها» که عنوان اصلیشان Quest Beast است، در سرزمینی خیالی به نام «آوانتیا» اتفاق میافتند که جادوگری خوب به نام «آدورو» در آن زندگی میکند.
یکی از موضوعات مطرح در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دفاع مقدس ، چگونگی طرح مسئله جنگ و مسائل و مفاهیم مربوط به آن برای کودکان ونوجوانان است. از اینرو سالهاست این موضوع ذهن شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان را به خود معطوف داشته و دستمایه خلق آثار ادبی و هنری فراوانی شده و نويسندگان ادبيات دفاع مقدس به ويژه نويسندگان آثار كودک و نوجوان با بهرهگيری از زبان ساده سعی کرده اند رشادت ها و فداکاری های رزمندگانی که مردانه پای آرمانهای خود ایستادند و در این راه به شهادت رسیدند را به تصویر بکشند. در این مجال کوتاه سعی کرده ایم چند کتاب خوب در اینباره را برای مطالعه پیشنهاد کنیم.
«حیاط خلوت» عنوان رمانی از فرهاد حسن زاده با مضمون دفاع مقدس با محوریت خرمشهر است، حیاط خلوت بازتابی از واقعیتهای اجتماعی زندگی انسانها با پسزمینه جنگ است. این رمان داستان زندگی چند دوست است که از یاران و دوستان دبستانی هم بوده اند و سالیان درازی را ناخواسته دور از هم زندگی کردهاند و در پی چاپ یک آگهی همدیگر را پیدا می کنند و بعدها وقتی که همدیگر را مییابند، احساس میکنند که یک نسل گم شده هستند. نسلی که پیشینه و هویّت خود را از دست داده است و سعی می کنند با بازگشت به خاطرات کودکی خود به یک نوع هویت دست پیدا کنند.
سید احمد وکیلیان، نویسنده و پژوهشگر نقش قصه را در تربیت کودکان و باروری ادبیات پررنگ میداند و معتقد است که از هزاران سال پیش تا کنون قصه جزو مهمترین سرگرمیها و آموزههای کودکان و نوجوانان بوده است.
بسیاری از دستاندرکاران حوزه فرهنگ، تلاش برای احیای داشته های فولکلور و ارائه آنها به کودکان و نوجوانان را یکی از ملزومات برای رسیدن به فرهنگ و ادبیاتی فاخر ارزیابی می کنند و بر این باورند که مناسبات دوران مدرن، نیاز به این امر را بیشتر کرده است. با سید احمد وکیلیان، یکی از پیشکسوتان فرهنگ و ادبیات عامه به گفت و گو نشستیم و نظر او را در اینباره جویا شدیم.
وکیلیان درباره اهمیت آموزش به کودکان گفت : اگر بخواهیم جامعهای با فرهنگ و فرهیخته داشته باشیم، باید بتوانیم کودکان امروز را آموزش دهیم تا وقتی به جامعه پیوستند، بتوانند از فرهنگ و هنر این سرزمین دفاع و به پژوهشهای مفید در این زمینه اقدام کنند.
"خرداد که میشود" شامل 29 داستان کوتاه و مستند درباره نحوه نگهداری از اسیران عراقی در ایران، به زودی از سوی انتشارات پیام آزادگان منتشر خواهد شد.
ناصر صارمی در این باره گفت: کتاب تازهام با عنوان «خرداد که میشود» به زودی از سوی انتشارات پیام آزادگان منتشر میشود.
وی این اثر را شامل 29 داستان کوتاه معرفی کرد و افزود: «خرداد که میشود» را پس از 30 سال و با توجه به تجربه سالها «اسیربان» بودنم نوشتهام و از مهمترین ویژگیهای کتاب همین است که داستانهای آن به قلم خودِ راوی و به دور از اغراق نوشته شدهاند. این کتاب را با بهرهگیری از خاطرات کمپ سمنان (طریقالقدس)، کمپ 7 اراک و کمپ 2 تهران (ورزشگاه تختی تهران) نوشتهام که شامل عکسها، دستنوشتهها و سندهایی از آن کمپهاست و در 240 صفحه منتشر خواهد شد.
کتاب «1621»؛ خاطرات خودنوشت 119 ماه اسارت سیدحمیدرضا میرمحمدصادقی که از سوی نشر آرما در سال جاری (1393) منتشر شده است. نویسنده در این اثر تلاش میکند زوایای کمتر شناختهشده اسارت را به تصویر بکشد.
«1621» عنوان خاطرات خودنوشت اسارت سیدحمیدرضا میرمحمدصادقی است. وی متولد1338 است و در زمان آغاز تهاجم عراق و جنگ تحمیلی، در گردان 330 توپخانه لشکر خوزستان فعالیت میکرد.
گردان صادقی ماموریت پیدا میکند برای محافظت از پاسگاه 25 در منطقه بین پاسگاه طلائیه و شلمچه مستقر شود. وی در همان روزهای اول جنگ به اسارت دشمن در میآید. خودش مینویسد: «... حدود یک کیلومتر به پاسگاه حمید مانده بود. محسنی با تمام سرعت به طرف پاسگاه در حرکت بود. طولی نکشید که پادگان حمید را در مقابل خود دیدیم؛ ولی ناگهان از اطراف جاده عراقیها ما را محاصره کردند....دور تا دورمان سربازان عراقی بودند و همگی به ما میخندیدند. یکی از آنها در حالی که قاه قاه میخندید، ما را تفتیش کرد و رادیو جیبی مرا گرفت...صدای خنده سرباز عراقی رشته افکارم را در هم ریخت. سرباز عراقی خندهکنان میگفت: «وِن طهران؟ وِن گوگوش؟» یعنی تهران کجاست؟ گوگوش کجاست؟ یکی از دوستانم گفت :« خیلی دور است.» سرباز عراقی که کمی فارسی بلد بود، گفت: « ما تا فردا در تهران خواهیم بود.» بعد ما را با وضع رقتباری با شکنجههای روحی و جسمی فراوان، به طرف پادگان حمید حرکت دادند...»
کتاب «1621» در 7 فصل نوشته شده است. «به عشق میهن»، «درد اسیری»، «اردوگاه رمادیه»، «رویدادهای مشترک رمادیه و موصل»، «اردوگاه موصل»، «در آغوش وطن» و «سخن آخر» عنوان فصلهای کتاب است. در هر فصل نیز علاوه بر عنوان اصلی، عنوانهای فرعی متناسبی هم برای موضوعها انتخاب شده است.
میرمحمدصادقی در انتهای فصل «اردوگاه رمادیه» کتاب توضیح داده که چگونه هر یک از اسیران ایران شرح وظایفی داشتند. وی در اینباره آورده است: «...در زندانهای عراق افراد مختلف مسئولیتهای گوناگونی داشتند. فردی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد، زندانی دیگر به عنوان وزیر تعاون و بهداشت و... منصوب شده بودند و به این ترتیب میکوشیدیم با نظم بیشتری امور را اداره کنیم...»
نکته حائز اهمیت در کتاب این است که نویسنده، بر خلاف بیشتر کتابهای خاطرات آزادگان، وقایع و رویدادها و افراد ایرانی و عراقی را به دو بخش سیاه و سفید تقسیم نکرده و کوشیده با رعایت ملاحظات اخلاقی و مسائل امنیتی، واقع جریانها و حوادث دوران اسارت را بازگو کند و با شهامت و صداقت، مخاطب خود را با حقایق اسارتگاههای عراق و رفتار واقعی اسیران ایرانی و زندانبانان عراقی آشنا کند و زوایای کمتر شناختهشده اسارت را به او نشان دهد.
در این کتاب، ما تنها شاهد مظلومیت، غم و اندوه، بییاوری، بذلهگویی، خوشمشربی و اخلاق حسنه صِرف اسیران ایرانی یا دستانداختن زندانبانان دشمن و در مقابل سبعیت، بیرحمی، درندهخویی، بلاهت و بیایمانی عراقیها نیستیم. در بخشی از کتاب میخوانیم:
امروز دوشنبه (27مرداد 93) برابر با 18 آگوست 2014، سالروز ساخت نخستین تلسكوپ جهان در سال (1609 میلادی) توسط «گاليله» منجم و دانشمند معروف ايتاليايى در ونيز است. این گزارش به معرفی گزیده تازههای نشر مرتبط با تلسکوپ و تجهیزات ستارهشناسی در یک سال اخیر و همچنین معرفی چند کتاب علمی دیگر در این زمینه اختصاص دارد.
براساس آمار موسسه خانه کتاب از ابتدای سال 92 تا 26 مرداد 93، تعداد 103 عنوان کتاب در حوزه نجوم در کشور منتشر شده که از این تعداد هشت عنوان که از منظر موضوعی با تلسکوپ و تجهیزات ستارهشناسی قدیم و جدید مرتبط بودند، در این گزارش معرفی شدهاند.
گزیده کتابشناسی با موضوع تلسکوپ و تجهیزات ستارهشناسی
«اخترشناسان و تلسكوپها»
كانی جانكووسكی؛ مترجم سليمان فرهاديان، نوای مدرسه، 32 صفحه، وزيری (شوميز)، چاپ نخست سال 1393، یکهزار و 100 نسخه، چهار هزار و 500 تومان.
27 مرداد در تاریخ ایران برابر است با روزی که شهر رشت از سوی قواي قزاق به تصرف درآمد و از اشغال روسها رها شد. سردار استاروسلسكي، فرمانده قزاقخانه در این ماجرا نقش مهمی بر عهده داشت. در این گزارش روایتهای سه پژوهشگر تاریخ را درباره این شخصیت گردآوری کردهایم.
27 مردادماه برابر با روزی است که شهر رشت که در تصرف و اشغال روسها بود در سال 1299شمسی در اثر حمله قواي قزاق تصرف و قواي دولتي وارد رشت شد. سردار استاروسلسكي فرمانده قزاقخانه به مناسبت اين فتح يك قبضه شمشير مرصع گرفت. اما درباره این شخصیت و نقش کلیدی وی در تاریخ ایران کمتر نوشته و شنیده شده است و تنها یک کتاب با عنوان «مسئله استاروسلسکی ۱۹۱۸ - ۲۰: رویدادی ضمنی در روابط روسیه و بریتانیا در ایران «نوشته برایان پییرس با ترجمه محمدعلی کاظمبیگی» نوشته شده است.
این گزارش برآن است تا به واکاوی بیشتر این شخصیت تاریخی از دید چند تن از پژوهشگران تاریخ ایرانی بپردازد.
به مناسبت 26 مرداد، سالروز ورود آزادگان به میهن نگاهی داریم به کتاب «زندان الرشید»، مجموعه خاطرات سردار علیاصغر گرجیزاده از روزهای اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق که به زودی از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ سوم خواهد رسید.
علیاصغر گرجیزاده، رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه، شاید از نادر مسئولان بلندپایه نظامی در میان اسرای ایرانی بود. او چهارم تیرماه 1367- تنها حدود یک ماه به پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و حدود دوماه مانده به برقراری آتشبس، در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی- پس از سقوط جزیره مجنون و تخلیه قریب به اتفاق نیروهای ایرانی از آنجا، در پی بمباران شدید شیمیایی عراقیها، با حمله کماندوهای عراقی به قرارگاه سپاه ششم، همراه با علی هاشمی، فرمانده قرارگاه مذکور، قصد عقبنشینی دارند که گرجیزاده به اسارت در میآید و علی هاشمی ناپدید میشود.
«زندان الرشید» بیانگر خاطراتی از گرجیزاده است که در آن به افشانکردن فرماندهی خود بر قرارگاه سپاه ششم به مدت چهار ماه میپردازد. موضوعی که برملاشدن آن بدترین شکنجههای عراقیها را برای این فرمانده به همره داشته است. این امر باعث انتقال گرجیزاده به «زندان الرشید»، مخوفترین زندان عراقیها میشود و این فرمانده دوسال و اندی دوران اسارت خود را در این زندان میگذراند...
«زندان الرشید» با مقدمه کوتاه نگارنده؛ بهداروند، آغاز میشود. سالشمار زندگی سردار علیاصغر(فریدون) گرجیزاده در پی آن میآید و سپس فصلهای هجدهگانه کتاب روایت میشود.
فصل اول روایت سقوط قرارگاه خاتم 4 در جزیره مجنون و حمله کماندوهای عراقی به مقر فرماندهی، دستور علی هاشمی برای عقبنشینی و فرار به داخل نیزارها و ناپدیدشدن او درپی اصابت موشک هلیکوپترهای عراقی به سمت آنهاست.
گرجیزاده در فصل دوم ماجرای اسارتش در چهارم تیرماه 67، هنگام سرگردانی در جزیره مجنون و انتقالش به مقر نیروهای عراقی را باز میگوید. در اینجا با مشخصشدن پاسداربودنش از روی جنس و رنگ شلوارش، نخستین بازجوییها و شکنجهها آغاز میشود.